ابن المقفع ( مترجم : منشي )
مقدمهء مصحح 12
كليله و دمنه ( فارسي )
« گل مراد در سايهء أمل چون نام وفا و سايهء عنقا معدوم ماند ، و گلبن رامش و آسايش از زينت برگ و بار عاطل شد ، و زخمهء بلبل خوش نوا در كام عيش و هوا شكست ، و بناء كام بنا كام منهدم و لشكر صبر و آرام منهزم گشت از هر بنا كه ماند ز ايّام يادگار * إلّا بناى حادثه محكم كه يافتست ؟ و فلك بيدادگر آنچه بداده بود باز ستد ، و روزگار شوريده در بخشيده رجوع روا داشت چنين است آئين اين گنده پير * ستاند ز فرزند پستان شير » پس هر چه اشتهار و بلند نامي در قرون بعد نصيب نصر اللّه منشي شد از راه انشاى همين كتاب بود . بعد ازو تا قرن نهم به انشاى فنّي مصنوع مطنطن كتابي بفارسي بخامهء ادباى عالي قدر بقلم نيامد كه نويسندهء آن به قصد پيروي كردن از سبك و شيوهء نصر اللّه منشي نبوده باشد ، و غالب ايشان در كتاب خود اشارهاي هم بشهرت عالمگير نصر اللّه ، و گاه تصريحي به اينكه اقتفا به دو كردهاند گنجانيدهاند ، و أحيانا مقام خويش را در انشاي فارسي ما فوق رتبهء نصر اللّه فرا نمودهاند . فهرستي ناتمام ، نزديك به چهل نام ، از كتبي به نثر كه تأثير نصر اللّه منشي در آنها نمايان است و ذيلا بيايد نشان ميدهد كه نويسندگان از هر صنف و هر طايفه با كتاب او آشنا بودهاند و آن را خواندهاند و از آن پيروي و اقتباس كردهاند ، و اين غير از كتب منظوم است ، مثل مثنوي ، كه سرايندگان آنها حكايات كليله را گرفتهاند ، و غير از ترجمهها و تحريرهائي به تازي و تركي و فارسي است كه از روى كليلهء نصر اللّه منشي كردهاند : اخلاق محتشمي ، اخلاق ناصري ، الأدب الوجيز ، الأوامر العلائيّة ، بختيار نامهء طبع نشده ، بزم و رزم ، بستان العقول ، تاج المآثر ، تجارب الأمم فارسي ، تحفة الوزراء ، ترجمهء محاسن اصفهان ، ترجمهء ملل و نحل ، ترجمه يميني ، تزجية الأعصار ، التّوسّل إلى الترسّل ، جهانگشاى جويني ، چهار مقالهء عروضي ، درّة الأخبار ، راحة الصّدور ، رساله مناظرهء گل و مل ، روضة أولي الألباب ، روضة العقول ، سمط العلى ، سندباد نامه ، عقد العلى ، فرائد السّلوك ، مرزبان نامه ، مرصاد العباد ، المعجم في آثار ملوك العجم ، المعجم في معايير أشعار العجم ، معيار الصّدق ، مكارم اخلاق ، منشآت